«عبادت، بجز خدمت بخلق نیست».

مردم، خانواده خدایند. هر کس برای این خانواده سودمندتر باشد، ادّعایش در دوستی خدا، صادق‏تر است.

امام صادق(ع): «رفتن مسلمان در پیِ کار برادر مسلمان خویش، از هفتاد بار طوافِ خانه خدا بهتر است»

 و عارف بزرگ بایزید بسطامی میگوید:" مردی پیشم آمد ,و پرسید که کجا می روی؟گفتم: به حج.گفت: چه داری؟گفتم: دویست درهم.گفت: به من ده و هفت بار گرد من بگرد که بچه های کوچک دارم و دست تنگم و نیازمند , که حج تو این است.چنان کردم و بازگشتم ..."

دلخوش از آنیم که حج میرویم             غافل از آنیم که کج میرویم 
   کعبه به دیدار خدا میرویم                  او که همینجاست کجا میرویم ؟
       حج به خدا جز به دل پاک نیست           شستن غم از دل غمناک نیست
        دین که به تسبیح و سر و ریش نیست  هرکه علی گفت که درویش نیست
       صبح به صبح در پی مکر و فریب            شب همه شب ناله و امن یجیب

در عالم بوستان، همه افراد با یکدیگر همدلی می ورزند و همدردی. به همین سبب در قحطسال دمشق، مردی با آنکه خود نیازمند نیست، به خاطر رنج دیگران، از او استخوانی مانده و پوستی و غم بینوایان، رُخ او را زرد کرده است و در خشکسالی، عمر بن عبدالعزیز، نگین انگشتری اش را به سیم می فروشد، بدان دلیل:

که زشت است پیرایه بر شهریار   دلِ شهری از ناتوانی فگار
مرا شاید انگشتری بی نگین     نشاید دل خلقی اندوهگین


آنکه زر می اندوزد و دلش بر احوال آدمیان نمی سوزد، از انسانیت بی بهره است و به قول سعدی:

    اگر نفع کس در نهاد تو نیست    چنین جوهر و سنگ خارا یکی است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عبادت بجز خدمت خلق نیست  - به تسبیح و سجّاده و دلق نیست - تو بر تخت سلطانی خویش باش
به اخلاق پاکیزه، درویش باش - به صدق و ارادت، میان بسته دار- ز طامات و دعوی، زبان بسته دار
قدم باید اندر طریقت، نه دَم - که اصلی ندارد دَمِ بی قدم - بزرگان که نقد صفا داشتند-  چنین خرقه زیر قبا داشتند ...
و هزار بادیه ی صعب است از حرف تا عمل  ...