خدمت به خلق (2)
«عبادت، بجز خدمت بخلق نیست».

مردم، خانواده خدایند. هر کس برای این خانواده سودمندتر باشد، ادّعایش در دوستی خدا، صادقتر است.
امام صادق(ع): «رفتن مسلمان در پیِ کار برادر مسلمان خویش، از هفتاد بار طوافِ خانه خدا بهتر است»
و عارف بزرگ بایزید بسطامی میگوید:" مردی پیشم آمد ,و پرسید که کجا می روی؟گفتم: به حج.گفت: چه داری؟گفتم: دویست درهم.گفت: به من ده و هفت بار گرد من بگرد که بچه های کوچک دارم و دست تنگم و نیازمند , که حج تو این است.چنان کردم و بازگشتم ..."
دلخوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم او که همینجاست کجا میرویم ؟
حج به خدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب ناله و امن یجیب
در عالم بوستان، همه افراد با یکدیگر همدلی می ورزند و همدردی. به همین سبب در قحطسال دمشق، مردی با آنکه خود نیازمند نیست، به خاطر رنج دیگران، از او استخوانی مانده و پوستی و غم بینوایان، رُخ او را زرد کرده است و در خشکسالی، عمر بن عبدالعزیز، نگین انگشتری اش را به سیم می فروشد، بدان دلیل:
که زشت است پیرایه بر شهریار دلِ شهری از ناتوانی فگار
مرا شاید انگشتری بی نگین نشاید دل خلقی اندوهگین
آنکه زر می اندوزد و دلش بر احوال آدمیان نمی سوزد، از انسانیت بی بهره است و به قول سعدی:
اگر نفع کس در نهاد تو نیست چنین جوهر و سنگ خارا یکی است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعبادت بجز خدمت خلق نیست - به تسبیح و سجّاده و دلق نیست - تو بر تخت سلطانی خویش باش
به اخلاق پاکیزه، درویش باش - به صدق و ارادت، میان بسته دار- ز طامات و دعوی، زبان بسته دار
قدم باید اندر طریقت، نه دَم - که اصلی ندارد دَمِ بی قدم - بزرگان که نقد صفا داشتند- چنین خرقه زیر قبا داشتند ...
و هزار بادیه ی صعب است از حرف تا عمل ...
نه شکوفه ای نه باری