چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد, ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم ...

    خواهی چو خلیل کعبه بنیاد کنی    و آنرا به نماز و طاعت آباد کنی
     روزی دو هزار بنده آزاد کنی          به زان نبود که خاطری شاد کنی


«به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.
ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد ...
کسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی است .
 آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟
شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیله من است. هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه کنم و کاری را به انجام برسانم.
 اگر فقط موفق شوم کسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بکنم. من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به کار برده‌ام. به همین دلیل این قدر کهنه است.»
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 همه روزه روزه بودن ، همه شب نمازکردن     همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن
ز مدينه تا به کعبه ، سر پا برهنه رفتن           دو لب از براي لبيک ، به وظيفه باز کردن
به خدا که هيچ يک را ثمر آنقدر نباشد            که به روي نا اميدي ، در بسته باز کردن

واعظی پرسید از فرزند خویش ...