موش هفتم (دروغ گویی )
آیینه صفت شو

ای گرو کرده زبان را به دروغ! برده بهتان ز کلام تو فروغ!
این نه شایستهی هر دیدهورست، که زبانت دگر و دل دگرست
از ره صدق و صفا دوری چند؟ دل قیری، رخ کافوری چند؟
روی در قاعدهی احسان کن! ظاهر و باطن خود یکسان کن!
یکدل و یک جهت و یکرو باش! وز دورویان جهان، یک سو باش!
از کجی خیزد هر جا خللیست «راستی، رستی! نیکو مثلیست
راست جو، راست نگر، راست گزین! راست گو، راست شنو، راست نشین!
تیر اگر راست رود بر هدف است ور رود کج، ز هدف بر طرف است
راست رو! راست، که سرور باشی! در حساب از همه برتر باشی!
صدق، اکسیر مس هستی توست پایهافراز فرودستی توست
اثر کذب بود «هیچکسی» به «کسی» گر رسی از صدق رسی
صبح کاذب زند از کذب نفس نور او یک دو نفس باشد و بس
صبح صادق چون بود صدقپسند علم نورش از آن است بلند
جامی (اورنگ چهارم سبحة الابرار)
راستگویی نشانه اعتماد بنفس گوینده است که دیگران شخصیت او را باورخواهند داشت و اوامر و نواهی او را خواهند پذیرفت وبرعکس ، دروغگویی ز بیچارگی وزبونی گوینده خبردارد.
یکی راکه عادت بود راستی خطایی رود درگذارند ازو
وگرنامورشدبه قول دروغ دگر راست باور ندارند ازو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستی موجب رضای خداست کس ندیدم که گم شد ازره راست
و چراغ دروغ ، بی فروغ ...
نه شکوفه ای نه باری